حميد احمدى

78

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

هان ! بدانيد كه اگر دعوت شما را اجابت مىكنم ، به شرطى است كه بر طبق آنچه خودم مىدانم ، رفتار كنم . اگر مرا ترك كنيد ، بدون شك من هم مانند يكى از افراد شما هستم ؛ حتى نسبت به كسى كه حكومت شما را به عهده بگيرد ؛ از شما هم شنواتر و مطيع‌ترم . « 1 » اگر ناگزير بايد چنين شود ، پس در مسجد ؛ زيرا بيعت من مخفيانه نيست و جز با رضايت مسلمانان ، آن هم در ملأ عام و جماعت مردم نخواهد بود . « 2 » امام على عليه السلام صبح روز بعد در مسجد پيامبر از منبر بالا رفت و در ميان انبوه جمعيت كه در داخل و بيرون مسجد اجتماع كرده بودند ، با صداى بلند فرمود : مردم ! همگى توجه داريد ؟ اين است امر شما . هيچ‌كس در آن حقى ندارد ، مگر كسى را كه شما تعيين كنيد . ما ديروز با اين قرار از هم جدا شديم . اگر خواستيد ، آمادهء به دست گرفتن آن مىشوم ، و گرنه هيچ كينه‌اى نسبت به ديگرى كه آن را قبول كند ، به دل نمىگيرم . « 3 » مردم يك‌پارچه فرياد برمىآوردند : آرى ، ما بر همان تصميم ديروز خود به هنگام جدا شدن هستيم . سپس امام ادامه داد : آگاه باشيد كه من نسبت به امر خلافت اكراه دارم ، ولى شما خواستيد كه من بر شما امير باشم . . . اكنون راضى هستيد ؟ جمعيت فرياد برآوردند : « با تو بيعت مىكنيم بر طبق كتاب خدا » . « 4 » بيعت عمومى در مسجد - كه بيشتر انصار ، مردم مدينه ، قاريان و نمايندگان عراق و مصر حضور داشتند - انجام گرفت . اولين نفر طلحه بود كه از منبر بالا رفت و با حضرت بيعت نمود . « 5 » اما چرا حضرت از پذيرش حكومت و بيعت عمومى امتناع مىكرد ، تا اينكه با اصرار زياد مردم و ياران بزرگش همچون مالك اشتر ، عمار و مقداد با اكراه پذيرفت ؟ خود حضرت بدين پرسش

--> ( 1 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهج‌البلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 92 . ( 2 ) . عبدالفتاح عبدالمقصود ، امام على بن ابيطالب عليه السلام ، ترجمه محمد مهدى جعفرى ، ج 2 ، ص 328 . ( 3 ) . همان ، ص 339 . ( 4 ) . همان ، ص 340 . ( 5 ) . همان ، ص 341 .